تبليغاتX
. . . آنی ِ رویای آبی - من رفتم . . . !
من رفتم . . . !
 

   

 

"رفتن" را صرف کن !

رفتم

رفتی

رفت

.

.

.

می دانی؟ گاهی هیچ جمله ای نیست که گفتنش ، به اندازه ی گفتن: "من رفتم...."  لذت و آرامش بریزد توی صدایت....

و گاهی گفتن ِهیییییییچ جمله ای به اندازه ی "او رفت..." تلخ و گزنده نیست....

و من چقدر دلم "رفتن" می خواهد....

و چقدر دلم می خواهد پر رنگ بنویسم :  "من رفتم..."

و تو بلند بخوانی ام....:

                         " او رفت...! تنها رفت...! "

 

 

 

 

پی نوشت:

"رفتن" برای من فقط مفهوم گذشتن و گذاشتن و رفتن در یک رابطه ی عاشقانه رو نداره....!

منظورم هر نوعی از رفتنه...

حتی وقتِ نوشتن ِ این جمله ها، جایی،  در پس زمینه ی ذهنم به مردن هم فکر می کردم!

 مردن هم نوعی رفتنه...!

 

+نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت11:49 قبل از ظهرتوسط آنی |